تبليغاتX

ش مث شيطوونك!

! ... ش مث شیطوونـک ... !
دوشنبه 23 بهمن1385

ســـــــ ــــــــلام

 

این پستم یه خورده با اون قبلی ها فرق داره  بلاخره اسم عشقکه میاد

 

وسط یه جورایی آدم دوست داره جدی بشه من که کلا نمی تونم جدی باشم

 

به خاطر همین این آپم هم توش طنز داره اما کمتر از قبلی ها

 

 

اول بذارید یه چیزی بگم :

 

می گم متولدهای بهمن چقدر زیادن!!! چند وقتیه هر جا که دعوت میشم واسه آپ،

 

 یا هر جا که میرم،میبینم نوشته " فلانیتولدت مبارک" منم دیگه دیدم نامردیه

 

اگه واسه تولد خواهرم وب آپ نکنم به خاطر همون تصمیم گرفتم حق خواهری

 

رو به جا بیارم و واسش شیطوونکم رو آپ کنم  بلاخره همین یدونه خواهر رو

 

دارم دیگه( آخ اگه داداش داشتم ... مامان و بابام که واسه پسر نداشتن

 

مشکلی ندارن ، آخه از قدیم گفتن  دامادمثل پسر آدم می مونه فقط این

 

 وسط سر من و خواهرم بی کلاه می مونه)

 

خب دیگه اشکاتون و پاک کنین  تولده . شگون نداره

 

 

فقط می تونم بگم :

 

 " ندای عزیزم تولدت مبـــــــــــــارک "

 

 

خلاصه اینکه ۲۵ بهمن بیست و سومین سالگرد تولد ندامونه

 

پیشاپیش از تبریکات شما هم تشکر می کنم  واسه هدیه هم تو رو خدا خودتون

 

 رو به زحمت نندازید  !! اصلا راضی به زحمتتون نیستم .

.

.

.

ای بابا ، حالا که اصرار می کنید ، چشم ، قبول می کنم  فقط اگه به آدرس

 

خونه پست کنید ممنون می شم  !!

 

  آدرس و یاداشت کنید :

 

همدان ، خیابان ...، کوچه ی ...، پلاک 13، منزل : نغمه _ شیطوون بـــلااا

 

ای وووووووووووووووووووای . دیدین چی شد؟  به خاطر چند تا هدیه آدرس

 

خونمون رو لو دادم  وای وای . به قول بعضیا جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

 

خب دیگه اگه کیکاتون رو خوردین بریم سراغ موضوع اصلی  اوکی . پس بیا

 

پایین ببین موضوع اصلیه چیه

 

 

 

حالا موضوع اصلـــــــــــــــــــــــی :

 

می بینم که این روزا سرت شلوغه و داری خودت رو به آب و آتیش می زنی

 

وااااا !  چرا تعجب کردی؟ یعنی نمی دونی منظورم چیه؟ بابا عشقولانه ترین

 

روز(valentine  ) در راهه.ای بابا هنوز هدیه ها رو آماده نکردی؟

 

 اگه آماده نکردی پس پاشو برو . نمی خواد این و بخونی اون مهم تره...نه

 

 شوخی کردم . دلت میاد آپ های نغمه رو نخونی؟تو رو خدا دلت میاد؟

 

خب پس بشین و تا آخرش رو بخون

 

 

خیلی دلم می خواد بدونم با اومدن اسم valentine اولین

 

کسی که یادت میاد کیه !! چون بدون شک اون رو بیشتر از همه

 

دوست داری  اون کسی که دلت می خواد توی این روز بهش

 

بفهمونی که چقدر دوسش داری . درسته؟

 

 

می گما . بیچاره فرزاد  !! چقدر باید ایمیل و هدیه های عشقولانه تدارک

 

ببینه  بیچاره حسابی اوضاع مالیش به هم میریزه .  

 

 

ای روزگاررررررررررررر خوش به حال مردم . الان خدا می دونه

 

اون آقا مهران و شهلا خانم ( همون زوج خوشبخت اولین پستم ) چه

 

روزای عشقولانه ای رو دارن ... والا

 

 

روز valentine بیشتر واسه متاهل ها باحاله . چون اونا

 

دیگه خیالشون راحته که برای همیشه همدیگه رو دارن و اون حادثه ی

 

شیرین "وصال"  واسشون اتفاق افتاده.

 

 

اما خب برای دوست ها هم لذت بخشه مگه نه؟... ای شیطوون ! دیدی

 

بلاخره از زیر زبونت بیرون کشیدم  ببین تو رو خدا . الان به این سوال

 

 من جواب مثبت دادی بعد وقتی ازت بپرسم که با کسی دوست هستی یا نه

 

می گی نه بابا  "بی/جی افم"  کجا بود ؟؟!!

 

 

اما روز باحالیه این روز  روزیه که باید هر چی حرف عشقولانه بلدی

 

به زبون بیاری  چرا اینجوری نگاه می کنی؟  خوبه حالا فقط یه روز

 

 از ساله که باید عاشقونه زندگی کنی و حرفای عشقولانه به طرفت بگی .

 

یه بار امتحان کن  اینقدر خوشت میاد که دوست داری تا آخر عمر هر

 

روزت valentine باشه

 

 

فکر کن چه لذتی داره حتی به وسیله ی یه جمله ی ساده اما پر احساس

 

به اونی که دوسش داری میزان عشقت رو نشون بدی مثل همون

 

کاری که توی بیرون از چت با یه شاخه گل می تونی انجام بدی  

 

این جور مواقع نوع هدیه مهم نیست . مهم اینه که آدم فکر کنه واسه یه نفر

 

مهمه . یعنی اینکه آدم بتونه توی این روز به این جمله برسه که :

 

 

 " اگه برای دنیا یه نفری برای یه نفر یه دنیایی "

 

 

و چه لذتی داره لحظه ی باور این جمله  آخییییییییی . خوش به حال

 

کسایی که این لحظه رو درکش کنن

 

 

 

روز valentine مطعلق به همه اس  همه ی کسایی که احساس

 

دارن . تنها شرط برخورداری از لذت این روز عشقه

 

( منظورم همون عقشه خودمون بود )

 

 

به قول شاعر :

 

 یه دنیا ، یه دنیا ، عاشقم من

 بدون که به عشقت ، صــادقم من

 تو مست خویش و من مست عشــــــقم

 اگه نباشی می میرم ، بیا که عمر از سرگیرم

 

 

 

اوه اوه... یکی من و بگیرهبابا حالا من قاط زدم تو چرا چیزی نمی گی؟

 

فکر بد نکنی ها فقط یه نقل قول از شاعر بود . همین

 

 

یکی از دوستان ( آقا نعیم  ) تو وبش یه سوال مطرح کرده اونم اینه که

 

" دوست دارین توی این روز چه هدیه ای دریافت کنید؟ "

 

 

 

اما من یه سوال سخت تر به ذهنم می رسه :

 

 

 (( فکرش و بکن اگه بهت بگن که باید توی یه جمله یا چند

 

 تا کلمه میزان واقعیه علاقه ات رو به طرف نشون بدی ،

 

چی میگی بهش؟ ))

 

 

جمله ای با ارزش و پر اهمیت که باعث بشه طرف مقابلت با کمک

 

اون جمله به عشق واقعیه تو پی ببره

 

فکرش رو بکن ایستادی رو به روش و می خوای یه جمله بهش بگی.

 

 فقط یه جمله . خجالت مجالت رو هم بزار کنار.اگه سخته واست

 

می تونی چشات و ببندی و حرفت رو بهش بزنی . مهم اینه که

 

 تو باید اون جمله رو بهش بگی . اوکی؟ باید !!

 

 

ببین . این جمله می تونه هر چیزی باشه . مهم این نیست که خیلی شاعرانه

 

و رمانتیک باشه . مهم اینه که از اون ته تهای دلت باشه . از اون جا مخفی های

 

 قلبت

 

سوال خیلی سختیه . قبول دارم . اما یه دنیا خوشحال می شم اگه جوابش رو

 

 حتما بدی  آخه چند روزه این سوال خیلی فکرم رو مشغول کرده

 

 

خیلی حرف زدم valentine رو به همتون تبریک می گم  

 

وری وری خوش بگذره به همه  

 

 

همتون رو دوست دارم  یعنی اینکه آی لاویو

 

( دقت کنید این اصطلاح انگلیسی رو واسه این نوشتم که دوستان خارجی

 

هم متوجه ی نوع احساس من به خودشون بشن  بلاخره مخاطبین از

 

سراسر دنیا هستن و آدم باید مراعات اونا رو هم بکنه )

 

( بابا بین المللی  )

 

 

دیگه اینکه

.

.

.

بای بای

 

 

 

 

لينک
     به قلم : ،  نغمه شيطوونـك ..  | 

چهارشنبه 11 بهمن1385

 

ســــــــــلام  

.

.

.

 

من مي گم خدا روزي رسونه !!! شما بگيد نه !

 

چند روز پيش داشتم از کمبود موضوع واسه آپ رنج مي بردم . آخه چند وقتيه

 

نمي تونم  افکارم رو روي موضوعي متمرکز کنم ( بابا نا متمرکز )

 

اما خب چند روز پيش خدا روزيه ما رو هم رسوند  :

 

 

 

رفته بودم کافي نت ، چون هيچ کدوم از دوستام نبودن داشتم مگس مي پروندم

 

( آخه حوصله ي کار ديگه اي رو هم نداشتم ) همين طوري علاف توي نت

 

قدم مي زدم  ( منظورم از نت اينتر نته ها نه کافي نت )

 

تا اينکه صداي يه پسري نظرم و جلب کرد ... يکم که دقت کردم فهميدم صدا از

 

سيستم جلوييه . پسره رو نمي ديدم ، اما صفحه ي مانيتورش قشنگ توي

 

ديدم بود  .

 

 

خلاصه ... اين پسره چه حرفايي که نمي زد . نميدونم اون دختر خانمي که

 

از طريق ويس مخاطبش بود چطوري در مقابل اون حرفا دووم آورده بود و

 

بي هوش نمي شد . 

 

 

حرفاي اون پسره رو که شنيدم به خودم گفتم دلمون خوشه حرفاي عشقولانه بلديم

 

پسره يه جوري حرف مي زد با اون دختره که ...

 

 

تعجب کردم از اينکه هم توي ويس صحبت مي کنه هم واسش مي نويسه .

 

 البته با حرفهايي که مي نوشتن مشخص بود که نمي شه توي ويس گفتشون اونم

 

در ملأ عام

 

 

خلاصه من دو تا چشم داشتم 1364تاي  ديگه هم قرض کردم و زوم کردم

 

رو مانيتور پسره . خدا رو شکر من آخرين سيستم نشسته بودم و هيچکي

 

پشت سرم نبود. منم از کنار ديوار که به سيستم جلويي راه داشت خم شده بودم

 

و از نزديک ماجرا رو دنبال مي کردم .

 

 

اينقدر حس کنجکاويم گل کرده بود که تعجب دختري که سيستم کناريم نشسته بود

 

رو با يه چشمک جواب دادم و به کارم ادامه دادم

 

 

(حالا نمي خواد بگي  واي واي چه کار بدي کردي . چرا توي حرفاي خصوصيه

 

اونا فوضولي کردي واي واي  ... بيخودي اين حرفا رو نزن چون مطمئن باش

 

اگه جاي من بودي شايد طاقت نمياوردي و مي رفتي مي نشستي پيش پسره و با

 

وضوح بيشتري اين حرفا رو ميخوندي و مي شنيدي  )

 

 

... خلاصه من يه چي مي گم شما يه چي ميشنويد .

 

 

از نوشته هاشون فهميدم اسم خودش فرزاد و اسم دختره ديبا ست .

 

 

يه چند دقيقه اي گذشت و من همينطور داشتم از محضر اون دو تا کبوتر عاشق

 

فيض مي بردم تا اينکه يه هويي پسره گفت : چرا صدات قطع و وصل ميشه

 

ساناز جووووووون ؟

 

 

من اينجا دچار دوگانگي شدم !! پيش خودم گفتم : جل الخالق اين مگه اسمش

 

ديبا نبود؟؟

 

 

... آفرين تو هم درست فهميدي . اين آقا فرزاد داشت به طور همزمان به دو

 

نفرابراز عشق مي کرد . براي ديبا مي نوشت و واسه ساناز مي گفت

 

( من و بگو که اولش فکر مي کردم حرفايي که روش نمي شه توي ويس بگه

 

رو واسش مي نويسه  ... به قول معروف زهي خيال باطل عزيزم !!!)

 

 

داشتم مي گفتم ... اين آقا همينطوري داشت واسه اون دو تا لاو ميترکوندکه

 

يه هويي يکي ديگه بهش پي ام داد

 

 

من که ديگه روسريم داشت از شدت شاخ هايي که در آورده بودم پاره مي شد

 

 

بله ! اين آقا فرزاد دايره ي محبتش رو وسيع تر کردو اين دختر جديد يعني

 

مرجان رو هم در بر گرفت

 

 

مثل پدري  که همه ي بچه هاش رو به يه ميزان دوست داره ، فرزاد هم همه ي

 

اين دخترا رو به يه ميزان مساوي دوست داشت . خوش به حالش با اين

 

همه محبتش  !!! ما که محبتمون رو خرج يکي کنيم ديگه واسه کسي ديگه

 

هيچي نمي مونه ! ( البته محبت از اين نوع رو گفتم ها  ... به عبارت ديگه

 

منظورم همون عشقه  )

 

 

جالب اينجاس که وقتي ديبا خانم بهش مي گفت چرا دير جواب ميدي؟؟؟ فرزاد

 

در جوابش گفت : عزيزم نمي دونم چرا پي ام هات دير مي رسه ( اِ اِ اِ پسره ي

 

پر رو. بيچاره دختره همه ي نوشته هاش به موقع مي رسید اما آقا چون سرش

 

شلوغ بود  نمي رسید سريع جوا بده . )

 

 

 

جاتون خالي . از عجايب هفتگانه هشتميش رو هم ديديم .

 

من فقط مونده بودم چطوري اونا رو سازماندهي مي کرد  . مثل اينکه تموم

 

 استعداد هاش رو در اين راه خرج مي کرد

 

 

بزاريد ديگه هيچي نگم ... حرفاشون به يه جاهايي  رسيد که ديگه مصلحت

 

رو در اين ديدم ، اونجا رو ترک کنم  ( به منظور جلوگيري از فعل حرام )

 

 

موقعي که داشتم مي رفتم دلم نيومد خودم رو از زيارت چهره ي اين انسان لبريز

 

 از عشق و محبت محروم کنم. به خاطر همين برگشتم و يه نيم نگاهي بهش

 

انداختم . ( با در نظر گرفتن اين سخن که يک نظر حلال مي باشد  )

 

 

اما کاش نگاهش نکرده بودم . آخه قيافه اش اينقدر واسم آشنا بوددددددد که تا

 

چند روز فکرم رو مشغول کرد  . همش با خودم فکر مي کردم که کجا ديدمش

 

اين فرزاد رو . تا اينکه همين ديروز يادم اومد چند سال پيش اين آقا فرزاد

 

 بوي فرنديکي از دوستام بود  . تا جايي هم که من يادم مياد اون موقع ها اسمش

 

 امير بود . نمي دونم هنوز هم با هم دوستن يا نه  اما با اين يادآوري به حال

 

 اون سه تا دختر توي نت و دوستم تاسف خوردم  به خاطر اين عاشق مثلا

 

وفادارشون . حالا خدا ميدونه که پاي چند تا دختر ديگه اين وسط گيره

 

 

 

والا تا جايي که دخترا رو ديدم به طرفشونواقعا عشق مي ورزن . قضيه ي

 

همون جمله ي معروف : Just For You

 

 

حالا ديگه آقا پسرا تا چه حد مثل اين آقا فرزاد يا همون امير خان  هستن  

 

خدا مي دونه

 

 

صبر کن ، صبر کن !!! چرا مي زني ؟ مانيتورت رو بزار سر جاش چون

 

هنوز بهش احتياج داري  . من مگه تو رو گفتم که تو اينقدر عصباني شدي ؟

 

 من اوني رو گفتم که با خوندن اين ماجرا نيشش باز شده و احتمالا ياد خاطرات

 

مشابه خودش افتاده

 

 

حالا خودمونيم دوستان  ، غريبه که بينمون نيست  !!! توي گوش نغمه بگين

 

ببينم چند تا از شما ها خاطراتي مشابه اين ماجرا دارين ؟ يعني اينکه چند تا از

 

شماها محبتتون مثل آقا فرزاد نسبت به دخترا بي دريغه ؟

 

 

من که تا حالا همچين چيزايي در مورد يه دختر نشنيدم . اگه شنيدي چرا

 

معطلي ؟ خب بيا بگو ما هم در جريان باشيم . اگه هم نه ؟ پس ديگه

 

چرا ناراحت مي شي از خوندن اين حرفها ؟

 

.

.

.

 

خلاصه اينکه ... باي باي

 

ســــــــــــوء تفاهمات  :

 

میبینم که سوء تفاهمات شدیدی به وجود اومده  بابا من گفتم

 

فرزاد دوست پسر دوستم بود . اسم دوستم هم الهام بود . یعنی

 

اینکه فرزاد دوست پسر الهام بود نه من  واه واه واه چه معنی

 

داره ؟ این وصله ها به من نمی چسبه ها  گفته باشم .

 

 

لينک
     به قلم : ،  نغمه شيطوونـك ..  | 

naghmeh-shyt0o0nak.blogfa.com